دینا جون دینا جون، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
دانیالدانیال، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 8 روز سن داره

دینا و دانیال غنچه های مامان و بابا

سفر کیش

1392/10/26 0:56
نویسنده : مامان هدی
630 بازدید
اشتراک گذاری

روز 20 دی  ما همراه مامان جون دینا و عمه طاهره و عمه طیبه رفتیم کیش خونه عمه طاهره که تازه خریده بود.اونجا هوا کاملا بهاری بود مثل عید واقعا هوا عالی بود.روز اول بارون اومد ولی روزای بعد افتاب شد.ما سه شنبه شب 24 دی برگشتیم.

اینجا جلوی خونه عمه است

اینجا حیاط خونه است

شب اول رفتیم رستوران شاندیز ابشار اونجا یه گروه ارکستر بود که تا ساعت 1  شب برای ما زدن و خوندن ما هم انقدر کیف کردیم که نگو البته دینا گلی به محض شروع شدن اهنگا شروع کرد به گریه و می گفت مامان پرده گوشم پاره شد بابا رضا و مامان جون هم به خاطر صدای زیاد رفتن خونه ولی من و عمه ها حسابی خوش گذروندیم تو هم اخرای کار وقتی که دیدی به هر کی بهتر دست بزنه وخوشحالی کنه جایزه می دن شروع کردی به دست زدن

اینجا داری گریه می کنی

اونجا یه کلاه قرمزی بود که هر وقت نزدیک ما می شد گریه تو شدید تر می شد

افرین بالاخره راه افتادی البته فقط به عشق جایزه

اینجا مرکز تجاری کیش هست دختر من فقط جلوی فروشگاه خوراکی ها و اسباب بازی ها و لباس بچه بود

اینجا رفته بودیم گشت دور جزیره

دخترم علفا رو از باغچه کنده تا به بزی های خیالی خودش علف تازه بده

برای غروب که به کشتی یونانی رسیدیم هوا سرد شده بود و منم برات کاپشن نیاورده بودم و تو سردت شده بود برای همین ژاکت عمه رو پوشیدی

اینجا هم اسکله جزیره است

دینا همش داشت پری دریایی رو صدا می کرد می گفت مامان این ماهیا میرن پیش پری دریایی

اخ جون یه عالمه شن بازی کردم

شب اخر من و عمه ها رفتیم شوی ایرانیان تا ساعت 3 نصف شب بود شما هم با بابارضا و مامان جون خونه موندین وخوابیدین.من و عمه ها انقدر خندیدیم که فکمون درد گرفته بود برنامشون خیلی عالی بود

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان آیسو وآیسا
26 دی 92 18:10
عالی بود عکسهاتون...همیشه به شادی وگردش دوست خوبم بوس برا دینای ناززززززززززنین با اون ژستهای قشنگش
مامان هدی
پاسخ
ممنون عزیزم